وقتی اومد شک داشتم به تغییر اوضاع

آخه یه شخص جدید دور و ورم همیشه منو معذب می کنه

کم حر ف و ساکت و درونگرا نبود

همیشه یه نکته کوچیک با نمک گوشه ذهنش بود

که براحتی برون ریزی می کرد

نکته ای فاقد تمسخر دیگران

شاو و با لبخند

پر از انرژی

راحت بدون هیچ سانسوری

انگار با همون حس جوونی فقط روزگارو سپری کرده بود

روی موهاش رنگ روزگار مونده اما رو دلش نه!!