یه حال عجیبی دارم

یه حای شبیه دلشوره، اضطراب

که گاه و بیگاه موجب تهوعم میشه

اما اون چیزی که اذیتم می کنه این نیست

این مطلب که نمی دونم از کجا منشاء گرفته داره دیوونم می کنه

مث یه پوست انداختن می مونه

مث دل درد و دل پیچه شب امتحان

مث لحظه مواجه شدن با یه آدم بزرگ که می تونه سرنوشت چند سال آیندتو تعیین کنه

یه هیجان از مواجه شدن با کسی که نمی خوای جلوش کم بیاری

.

.

.

 

دارم چرت میگم سردار!