صبح است

یه مهندس به اصطلاح مهندس خواب آلو و غر غرو پشت سر من توی سرویس نشسته

و طبق معمول هر روزش شونه ها خمیده به سمت جلو چیزی رو بهونه کرده برای فاز منفی دادن

من:

خدایا به تو پناه می برم

از شر احساس بی ثمری، بی کفایتی و ناتوانی

و از شر تمام کسانیکه این احساس بد را به من منتقل می کنند.