روزی آرزوی مادرم این بود که ای کاش برادرم نماز خوان شود

و پدرم گیر می داد و داد و بیداد راه می انداخت ...

امروز برادرم نماز می خواند

گاهی آنقدر بی اندازه و بی موقع

و با لحنی عجیب

که همه مان آرزویمان این شده که ای کاش نماز نخواند

اما سلامت باشد