یه پنجره تاریک

یه پنجره روشن

کنار هم اما

تو آجر و آهن

یه در به تاریکی

یه در به دلتنگی

دو نرده چوبی

یه پله سنگی

نه شوق دل بستن

نه حال دل کندن

یه پنجره تاریک

یه پنجره روشن

من و تو فانوسیم

تو این شب تاریک

به دوش هم آوار

به قلب هم نزدیک

اگرچه خوشبختی

دوروی یک سکه است

کنار هم دنیا لحاف چل تکه ست

یه قصه تاریک

تو خواب کندوهاست

دو پنجره با هم

یه پنجره تنهاست