1. مضطربم نمی دونم دوباره فرایندهای فیزیولوژیکی سراغم اومده یا واسه برنامه های کاری چند روز آینده است.انگار هزار تا کار نکرده واسه آینده دارم.از خودم می پرسم این شر و ور ها واسم چقدر مفیده، به اثر پروانه ای فکرمی کنم ،امیدوارم اثری که داره منفی نباشه
  2. تا وقتی آدم دانشگاه نرفته ،همش فکر می کنه این تحصیلکرده ها چقدر تحصیلاتشون و به رخ می کشند ، چقدر از خودشون راضیند که حاضر نیستند سر هر کاری وایسن ، به هر حقوقی راضی شن و با هر شرایطی بسازن ، امابه محض اینکه وارددانشگاه شی و 2 واحد پاس کنی ، خوت جزء همین ادم های تحصیلکرده میشی
  3. تو مریض بودی ،بایدخوب میشدی ، اما اجازه نمی دادی کسی کمکت کنه ، انگارمی خواستی مریض بمونی ، برات دل بسوزونن... احساس خطر می کردم از سوی تو .... من نباید خیانت می کردم و بایدثابت می کردم چیزی نیستم که تو فکر می کنی ، خیلی بهترم ،باید به خودم ثابت می کردم که می تونم قطع کنم ... داشتم از دستت مریض می شدم  همه فکر و ذکرم شده بود مشکلات تو .... اونقدر دیر کردی که عشق به دوستی و دوستی به بی تفاوتی تبدیل شد.... عوارضش گریبان گیرم شده بود
  4. حالم بده ، داری میری خونه ، هر موقع که می خوامت نیستی ، می ترسم از این رفتن ها ، از اینکه یکشنبه هفته دیگه بشه ، 1 شنبه ماه دیگه ... وبشه 1 شنبه سال دیگه همین موقع همین جا .... و بشه 1 شنبه ای که هیچوقت نیاد
  5. تو مردی؟ من هم می میرم!
  6. تو یه تازه وارد هستی به خونه ما
  7. من نیاز به پشتیبانی و حمایت تو دارم چون تنها تو هستی که حرفمو میفهمی و از اهدافم حمایت می کنی
  8. سوال اساسی اینه که من بدون تو می تونم؟ لابد جواب میدی:تجربه ثابت کرده بله.... مطمئنا عدم ارتباط با تو به معنی از دست دادن یک عنصر بی نظیر و اصلی در زندگی منه و اونیکه متضرر میشه من هستم.اگرچه نه نمی دونم تو هم زیان می بینی یا نه

تیر86