1. تو اولین و آخرین چیزی هستی که توی زندگی از پدر و مادرم می خوام
  2. چقدر این لحظه آرزوم بود؟
  3. کنارشومینه خانه خاله دراز کشیده ام ، یلدایی گیسو بالادرس می خواند ،ظهر امتحان دارد ، یک جور زندگی مجردی شیرین روی کاناپه ، چند کوسن ، گرمای شومینه ، آجیل و شکلات ،تیک تاک ساعت و موسیقی که از دور از اتاقش شنیده می شود ، همراه با فکر شب یلدا ، جای قهوه خالی!27 آذر
  4. بلوغ یک زندگی به سال هایی که گذشته نیست به کیفیت عبور از آنست
  5. دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور   گلبانگ زد که چشم بد از روی گل به دور (یلدا)
  6. تنهاتر از تنها شدم
  7. رفتن آسانه ، ماندنه که سخت و طاقت فرساست
  8. دعا می کنم مادرت ،در حالیکه کنارش هستی ، مزه دوریت رو بچشه
  9. جائی نشسته ام که واکسن سرخک زدیم ، روزیکه کلاس مدیریت نرفتیم ، حسینعلی پور رو توی راه دیدیم و سرخ شدیم و سرمای برف رو به کنار هم نشستن در سالن شهدا ترجیح دادیم
  10. یادته در اولین روز دیدار ، روز واحد گیرت در پیچ راه پله های کتابخانه ازت چی پرسیدم؟ پرسیدم: دنبال چیزی می گردین؟ جواب دادی:به دنبال خاطراتم هستم ... من و تو آدم های گذشته هایمان هستیم.بزرگترین آرزوی محال من در این لحظه اینست :الان از در روبرویم وارد شوی و تو رو ببینم ، شب و روز سوگواریت را می کنم
  11. دنبال کسی می گردم که با من چایی بخوره ، تو با من چایی می خوری؟
  12. اگر مطالعه نداشته باشم ،تا چند وقت دیگه حرف های همو نمی فهمیم
  13. زندگیم بوی تو را گرفته است ، تو کجایی؟
  14. آنکه شوق زندگی در من بر انگیزد توئی ... آنکه مهرش با دل و جانم در آمیزد توئی ................