ای کاش شاهراهی باشد تا مرا به ابدیت بپیوندد

سکویی که مرا در آغوش گیرد چون منجنیق و به آینده ای دور پرتاب کند

بی ثروت ، بی شهرت ، بی مرتبت ، بی لذت و ... و بدون تمام تمام آفت های انسانیت

............

از خودم عصبانیم

از ناموس ناپرستی خود

و از تمام توهین هایی که به آن ناموس نا مانوس می شود

از خود عصبانیم

از گیج خوردن بین تمنا و غرور

از تاب خوردن میان نیاز و ترس

...............

انتقام از تمام گره ها ، ای کاش خوشبخت شدن باشد!!!!