بیگانه!
مرا با تو نه کلک خیال انگیزی است
و نه روشنی پگاه عامرانه ای
تنها عشقی است دیرپا و زود هنگام و محکوم به فنا
که شب هایم را پر از رویای تو و روزهایم را پر از شعر می کند
رویاهای به یاد ناماندنی و شعرهای به باد پیوستنی و زمزمه هایی ناشنودنی
به عطر عاشق کش شهریور به نیمکت هر روز خالی از تو به چشمان شاهد همان شمشاد های بلند
مرا با تو نه کلک خیال انگیزی است
و نه روشنی پگاه عامرانه ای
تنها بیگانگی ناخواسته ای غریب تر از تنهایی ، عجیب تر از دلتنگی است