نوروز تمام شد و هواپیماهای زیادیو در آسمان شهر می دیدیم که دبی رو ترک می کردن

به طرز چشمگیری خیابونا خلوت شد، اگه هوا گرم نباشه مطمئنا کسایی که روزهای آینده اینجا میان شهری ساکت و آروم و تجربه می کنن

صبح به پارک الخور برای دیدن شوی دلفین ها رفتیم ، پارک بزرگ و با صفایی بود.چمن کاری یک دست و درختانی متنوع داشت که اگه حافظه دوربین پر نمی شد تمام پارک محل مناسبی واسه عکس انداختن بود

باد می وزید و همین باعث میشد گرمای شرجی احساس نشه و حسی شبیه لب دریا بودن رو در یه روز خنک داشته باشی.

حتی شمشاد ها هم گل داده بودند و مثل بقیه شهر گل های .... در الوان زیاد به چشم می خوردند.دیدن گل های کاغذی که از سر در خانه ها آویزان بود یا مثل حصار باغچه های ویلا ها رو از هم جدا می کرد ، تماشایی بود

مدت طولانی در پارک قدم زدیم و با متین تاپ بازی کردیم.

حس اینکه 29 ساله شده ام ، انگار بیشتر باعث میشد که از فرصت ها استفاده کنم

باید یادم باشه که غصه چیزایی که از دست داده ام و لحظاتی رو که خوش نبودم رو نخورم

همیشه فکر می کردم بعد از اینکه اصفهان ، یزد، بندر عباس،کرمانشاه و... رو دیدم نوبت به خارج از کشور میرسه .اما الان پشیمون نیستم که اومدم ، شاید هیچوقت نوبت اونا نرسه، اما فرصت هایی مثل این فرصت زیاد فراهم شه!

بعد از پارک یه استراحت کوتاهی کردیم و سعی کردیم برای پرواز به تهران آماده شیم

برای خرید آخر به یه مغازه آلمانی به اسم المراقبات رفتیم و بعد هم شابرما خوردیم که قابل مقایسه با پ هات و کنتاکی نبود