١.نمی خوام جملاتی که از ذهنم زاییده شده با بقیه شریک شم و بعد از چند وقت ببینم اس ام اس شده و به خودم برگشته ... بی آنکه شاعرش شناخته شده باشه

٢.یکی از چیزایی که بهش زیاد فکر می کنم اینه:بعد از مرگم دفتر شعرهایم را باز می کنند و همه در بسیاری از احساساتم شریک میشن ... شاید اون موقع شناخت عمومی تری از من پیدا بشه

٢.این شعرها، این حرفها ، این جملات خیلی خصوصی اند .فقط مال من ، فقط مال تو ... نمی تونم اینجا بنویسم

۴.هر چی لابلای دفتر شعرمو میگردم چیزی پیدا نمی کنم که ارزش اینو داشته باشه که اینجا بنویسم