مترو خلوته ، مثل متروی تهران از سر و کولش آدم بالا نمیره، بیشتر وقت ها صندلی برای نشستن هست.وقتی می نشینی اولین چیزی که توجهت رو جلب می کنه علایمی است که نشام میده خانم ها ،( به خصوص خانم های باردار) و سالمندان در الویت هستن!خوشبختانه تو فرهنگ قدیم ما احتیاجی به این علایم نیست.

بگذریم که الان اونقدر جوانها خسته و کوفته هستن و همیشه کلی بار و بندیل یا دفتر و کتاب همراشونه که گاهی آدم فکر می کنه این فرهنگ داره فراموش میشه.

نفهمیدم بالاخره قسمت فرست کلاس و یا واگنی که مخصوص خانم هاست و با رنگ دیگری مشخص شده ، چه فرقی با بقیه واگن ها داره ... فقط می دونم بلیطی که تهیه میشه گرون تره ، اما اینکه از کجا می فهمن کی بلیط فرست کلاس داره و به همون سمت هدایتش می کنن و متوجه نشدم ...

در راهرو ها برای عبور و مرور ، رسیدن به سکو یا خارج شدن ، هم از پله های برقی استفاده شده و هم آسانسور ، بنابر این اگر کسی کالسکه همراش باشه و یا روی صندلی چرخدار نشسته باشه ، راحت می تونه از آسانسور استفاده کنه .... اینم بگم تعداد آدم هایی که هیچ کدوم از این شرایط و ندارن ولی از آسانسور استفاده می کنن، کم نیست و ایرادی هم نداره ، حداقل ما که ندیدیم ایرادی بگیرن ( یا کسی چشم غره بره)

روی کف راهرو ها خطوط برجسته ای در وسط وجود داشت که من فکر می کنم برای این بود که عبور افراد کم بینا یا نابینا راحت بشه ، یعنی از طریق کف پا بتونن مسیرو پیدا کنن ... اما چرا وسط بود و مثلا کنار دیوار یا نرده نبود و نمی دونم ... این خطوط ازونجائیکه ورود حیوانات حتی سگ راهنمای نابینایان به داخل مترو ممنوع بود ، مفید به نظر می رسید

پاورقی:ما حیوانات خانگی دست مردم ندیدیم ، حتی قوش که شیخ نشین ها به داشتنش افتخار می کنن

و یه نکته دیگه اینکه در مسافتهای طولانی از ریل استفاده کرده بودن ، تا مردم تمام راهو مجبور نشن پیاده برن ... ما که وقتی به این ریلا می رسیدیم خیلی ذوق می کردیم ، چون اکثر وقتا باهامون کلی کیسه خرید بود

در یکی از ایستگاه ها ، دو طرف اتوبان با ریا به همتصل شده بود ، مثل پل هوایی ...

و واسه خیلی از خلاف ها جریمه در نظر گرفته شده و در محل مناسب نوشته شده بود ، مثلا اگر کسی بی علت ترمز این ریل خا رو می زد 2000 درهم جریمه داشت..

دیگه از مسایل مهم ، ایستگاه های اتوبوس بود که مثل یه محفظه شیشه ای بسته ، سقف دار بودن ، در ها به صورت کشویی باز و بسته میشدن و جریان تهویه مطلوبی هم وجود داشت ، این باعث میشد ، افراد در دقایقی که منتظر اتوبوس در ایسگاه هستن ، از تابش خورشید و گرمای هوا در اما باشن ... حتما اگر زمستان سختی هم وجود داشته باشه برای پرهیز از زیر بارون و برف موندن هم می تونست مفید باشه ... به شرطی که کارتون خواب ها ، کارتون هاشونو دور نریزن و ....

در ایستگاه نقشه منطقه نصب شده بود ، این نقشه ها رو در سطح شهر زیاد می دیدیم ، مثل همین جیزی که ما تو ایران داریم .... و نشون میده که کجا هستیم ... فقط با کلاس تر!