صبح در خانه ماندیم و ماکارانی خونگی خوردیم و بعد ظهر به سمت خور رفتیم.در کنار ساحلش قدم زدیم .هوای خنکی نبود ، اما دیدن قایق ها و لنج های کوپیک حال و هوای خوبی داشت.از روی آب گذشتیم و به سمت مسجد شیعیان رفتیم .در میان راه از یه بازار سنتی رد شدیم و در اونجا نماز مغرب و عشا رو اقامه کردیم ... یاد مسجد شیعیان مکه به حیر .مسجد امام حست مجتبی .... با اون درخت های نخل پر از برکتش ...

در بازگشت پیاده روی زیادی کردیم تا خودمون و به خونه برسونیم ، سر راه تا جائی که در توان بود ، مغازه ها رو دیدیم ، از همه مهمار بوسینی ، ک اونجا واسه مامان و بابا خرید کردم یه کم خیالم راحت شد ، البته هنوز هم جا هست ... باز هم تجربه مکه تکرار شد ، پول کم اوردم ، مجبورم از عمو بگیرم ، هرچند که اصلا از این کار خوشم نمیاد و واسم خیلی سخته!در هر حال بهتر از دست خالی برگشتنه !

متین سرمای شدیدی خورده ، علی رغم مراقبته ای زیادی ک کرده ، ته گلوی من میسوزه ، اما حالم به خرابی متین نیست ...

نمی دونم تا حالا واستون گفتم یا نه!هزینه تاکسی اینجا خیلی زیاده معادل یه آزانس گرفتن تموم میشه ، ورودی 10 درهمه ،یعنی تاکسی متر که هم فاصله رو حساب می کنه و هم مقدار ترافیک ، یعنی مقدار زمانی که در مسیر طی شده ، اگه مجموع هزینه بشه کمتر از 10 درهم ، باز هم باید همون 10 درهمو پرداخت ... که معادل 2700 تومان ما میشه ... یه نکته دیگه اینکه اگه مسافر در خیاب,ن جلوی تاکسی را بگیره و تاکسی خالی باشه  و نایسته ، مسافر حق داره که شکایت کنه ، البته به شرطی که تاکسی از قبل برای کسی رزرو ( بوک) نشده باشه .......