قسمت های زیادی از مال امارات مونده بود که ندیده بودیم ،مثل بازار طلا که با دکوراسیون زیبائی که داشت ، توجه منو خیلی جلب کرد ، سالن ها و لوسترهایی که تدارک دیده شده بود ، با رنگ و لعاب طلایی و .... همخوانی خوبیو بوجود آورده بود

آکواریوم پهن و بزرگ و بلند ( حدود 3 طبقه) ، با انواع و اقسام ماهی ها ... از فاصله یک و نیم متری مردم نگاه می کردند و عکس می انداختند ... اگر می خواستیم نزدیک تر شیم ، باید پول پرداخت می کردیم ، همینطور از این طریق می تونستیم از راهرویی که از درون آکواریوم می گذشت ، مثل یه تونل عبور کنیم، شجاع تر ها می تونستند ، لباس غواصی بپوشند و بروند به کوسه ها از نزدیک سلامی عرض کنند ...طبقه های بالا میشه ، بدون پرداخت پول کنار آکواریوم رفت ...

آکواریوم

آکواریوم 1

آکواریوم2

به mother care و کیتی سر زدیم ، چون نمیشد از فروشگاه ها عکس بندازیم ، تا حد خفگی به مدل ها نگاه کردم ، بلکه مقداریش تو ذهنم بمونه و یه جایی یه روزی واسه نی نی های آینده فامیل به دردم بخوره ، مامان اگه اینجا بود ، حتما چشماش چیزهای بیشتری نسبت به من می دید و بهتر در خاطر می سپارد ، تمام حس مامان گونه و زیبا شناختونه آدم تحریک میشد ، جاتون خالی ......

یه زمین اسکیت روی یخ ( پاتیناژ) هم داخل مال بود که دور تا دور شیشه داشت و میشد کسایی که در حال بازی کردن هستند و براحتی دید ،هوا اطراف زمین خنک تر بود و کاملا از روی ژست هایی که افراد هنگام عبور از اطرافش به خودشون می گرفتند و خودشون و جمع و جور می کردند ، میشد تشخیص داد

به خودم گفتم : ه....ی هلیا چند ساله الان می خوای بری اسکیت یاد بگیری ، همین پارسال چقدر دست دست کردی ، اگه همون پارسال هم شروع کرده بودی ، الان اونطرف شیشه بودی .......

مرد پیری که با اسکیت ویراژ می داد و یه تیپ کابویی زده بود ، بیشتر از همه توجه منو جلب کرد ، بلند قد و رشید ... ه ...ی ما چقدر از بسیاری از لذایذ دنیا تو ایران دوریم ... یاد فیلم هایی افتادم که تو این مدت دیده بودم ، فیلم رودخانه برفی ... فیلم ... اسمش چی بود ، اون دختره که ...

متین صدام کرد و از تو عالم خودم بیرون امدم ، رفتیم به سمت نزدیک ترین در خروجی ...که شبیه کوچه های اروپایی بود ، انگار همه اونچه در فیلم ها می دیدم تداعی می شد کافی شاپ هایی که داخل خیابان صندلی می گذارند و سایبان هایشان ، سایه های کوتاه و بلند روی عرض خیابان ایجاد می کنه ، چقدر این نوری که از لابلای ساختمان های بلند راه نفوذ پیدا می کنه رو دوست دارم ...... چقدر .....