از صبح دلشوره عجیبی دارم،تپش قلب،حالت تهوع

نمی دونم به خاطر حوادث دیروزه یا ...

هر وقت این احساس و پیدا می کنم یعنی داره یه اتفاقی می افته که ازش بی خبرم ...

ظهر هیچ بهونه ای واسه قدم زدن تو خیابونا دیر بر گشتن به خونه پیدا نمی کنم

حوصله کار کردنو ندارم

خسته ام

بر می گردم خونه

مامان درو واسم باز می کنه ... بعد از چندین سال ... محمد امروز نیست که به استقبالم بیاد ...