من نرفتم ، تو هم بالاخره کار خودت و کردی .......

لجباز یه دنده ....عصبانی

خدایا حالا بدتر شد یا بهتر! کارم ٢ برابر شد !دوباره یه جایی از صفر!گریه

حالا چه جوری مرخصی بگیرم ،نگران می خوام برم خونه !ناراحت

...........................

باهاش حرف زدم ، مثل پسر بچه ها رفتار می کرد ، نگاهشو ازم می دزدید و مراقب اطراف بود ، دستپاچه نشده بود اما انگار نگران اطرافیان بود که دارن نگاهمون می کنن ! آخه چرا! قبلا که اینجوری نبود!

مزش زیاد دووم نیاورد ،حالمو خانوم دکتر گرفت! بیا بیرون دیگه بابا ! متوجهی که من کلافم.......