دارم از غصه گریه می کنم .

گریه به خاطر چیزهایی که از دست دادم .

گریه به خاطر چیزهایی که به دست نیاوردم.

گریه به خاطر چیزهایی که جون کندم و به سختی به دستشون اوردم.

گریه به خاطر چیزایی که دوست نداشتم و وانمود می کنم از ناچاری که دوستشون دارم.

گریه به خاطر چیزایی که دوست داشتم و وانمود می کنم که دوستشون ندارم .

واسه اینکه کسی نیست که بهش بگم دوسش دارم ، کسی نیست که احساس کنم دوسم داره.

گریه به خاطر اینکه نمی دونم تا کجا باید پیش برم ، چقدر باید صبر کنم ، واسه شنیدن حرفهای بی منطق ، به خاطر بی عدالتی .

گریه واسه امید بستن به چیزایی که نا امید کننده است.

گریه واسه دل بریدن از چیزایی که یه روزی یه امیدی بهشون داشتم .

چرا بند نمیاد این گریه ! الان بهترین وقته واسه اینکه عاشق بشم.باید حواسمو جمع کنم که عاشق نشم.....