صدای تلق و تولوق واگن ها به روی ریل تنها خاطرات شیرین سفرهای مشتاقانه به سمت حرم امام هشتم.رو زنده می کنه.
مترو و تمام لحظاتی که گذشتند و برای مسافری دست تکان ندادم حتی برای آدم کوچولویی از جنس ....
و باز هم مترو و تمام لحظاتی که دست و لب بر شیشه سرد واگن ها نذاشتم تا مسافری را بدرقه کنم....
و این مترو . متروی لعنتی که هیچ ایستگاهی ندارد که در آن چشمانی مرا به انتظار بایستد....