آه ادواردو، با آن چشمان سياه معصومت  غمگين مرا نگاه نکن
خيره در چشمان من نشو ، تو که مي داني تاب ندارم، بغض نکن.
آه ادواردو ، من که جذبه دستانت را از ياد نمي برم ،
گرمي آغوشي که هيچوقت از من دريغ نکردي را فراموش نمي کنم با من مهربان باش.
شنواي خوب پچ پچ هاي روز و شبم ، ترکت نمي کنم، اينطور مرا نبين.
آه ادواردم خرگوشکم.