از کوچه شیرازی که پیچیدم ، چشم تو چشم خورشید شدم .به خودم اومدم که یه هفته گذشت.
آخه اولین بار این اتفاق هفته پیش افتاد و حسابی منو تکون داد.
وقتی  طبق  یه  عادت ناکام ، داشتم دنبال سایه   می گشتم ،داشتم تو آسمون ، گنبد امام زاده یحیی رو جستجو می کردم ، تا سلامی بدم ، خلیفه ای که خدا واسه این تیکه زمین گذاشته ...

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

همش چند روز ديگه  به آخر سال مونده ، اما  اونجور که می گفتن نشد ، تو نيومدی .............