يه نفر که هميشه با سوالاتش منو آزار مي ده ، اين بار ازم پرسيد:نمي خواي دنبال يه کار جدي باشي؟يه جوري انگار تا حالا بازي مي کردم يا دنبالش نبودم و يا اصلا وضعيت کارو نمي بينه!
اينکه که آدم دلسوز باشه ، فضول باشه و يا ديگران را اونقدر احمق ببينه که به نظرش بياد ،بايد يه تذکري بده به نظر من فرقي نمي کنه .مهم اجازه به خود دادن براي دخالت کردن تو زندگي کساي ديگه است
اگه آشنا نبودا بهش مي گفتم :ببخشيد فکر نمي کنم به شما ارتباطي داشته باشه و يا مثلا : يادم نمياد تا حالا در مسايل شخصي شما  حتي از سر محبت دخالت کرده باشم
از اينجا به بعدش مهمه:
چيزي نگذشت که خودش در حاليکه داشت يه نفر ديگرو آموزش مي داد ، به من هم چيزايي غير مستقيم ياد داد
مي گفت تو اينجور مواقع کافيه به طرف بگين چه طور مگه ؟ اونوقت طرف خودشو عقب مي کشه و بعد به مرور ديگه به خودش اجازه ني ده که....
راست مي گفت .من خيلي وقتا از اين روش نا خودآگاه استفاده مي کنم .جواب ميده.اما از حالا به بعد خود آگاهش مي کنم.