می فرستم بی بهانه
یک سلام عاشقانه
سخت و سرخ و گرم و عمیق
شور و مهر جاودانه
١١ بهمن ٨۶
*********************
سلام بر بهاری که زمستان نمی شود
می روید و کمتر از گلستان نمی شود
زمستان ٨۶
**********************
ده روز بیش نمانده به انتهای سفرم
کز آن نمانده به جز خون جگرم
سالی گذشت و باز تو نیامدی
آرام بگیرم ، خود به تو سپرم
١٨ اسفند ٨۶
هلیا رحیمی ( استفاده از اشعار با ذکر نام نویسنده بلامانع است)